درسته که تو یه شهر کویری هستم ولی الان هوا ابری هست و یه نمه بارون زد و بادی میاد که روح رو تازه میکنه و شام مهتاب داریوش رو گوش میدم و عصر جمعه است و دلم تنگه
پ.ن: این نیمکت چوبی توی حیاط خوابگاه رو دوست دارم
پ.ن ۲: آخر هفته بود و نه روغن داریم نه نون:)