- تخلف کردیم؛ طبق قوانین خوابگاه همه باید رأس ساعت 20 توی خوابگاه باشن، اما یکی از هم اتاقی های من یک شب رو خوابگاه نیومد، تولدش بود و دوست پسرش از تهران کوبیده بود اومده بود اینجا و می خواستن یه شب رو کنار هم باشن، یکی از سرپرست ها خانم میانسالی هست که خیلی گیر نمیده و همین که بگیم فلانی هستش حضورش رو میزنه، دوستم رفت پیش دوست پسرش و سرپرست اومد تو اتاق ما و ما هم گفتیم فلانی هستش و اون هم حضورش رو زد و اینطوری دوستم یه شب خوش رو در کنار دوست پسرش گذروند بدون اینکه روح هیچ کدوم از مسوولین خوابگاه خبر دار بشه :)، من اساسا آدم قانون شکنی نیستم بنابراین این تخلف کمی سرحالم آورد، البته اینو فهمیدم که در موقعیت های این چنینی خیلی طبیعی هستم
- دیروز صبح مسوول امور دانشجو بچههای اتاق ما رو خواست؛ با یکی از هم اتاقی ها تنش داشتیم و ایشون به جرم توهین و فحش های رکیک می خواست دو تا از هم اتاقی های من رو بکشونه کمیته انضباطی، شاید باورتون نشه یا فکر کنید دارم شوخی میکنم، ولی شوخی شوخی دوستام داشتن میرفتن حراست!!! اون روز با اینکه اصلا اسمی از من برده نشده بود چون من اساسا آدم آرومی هستم و تنشی با اون دختر نداشتم ولی داشتم از حرص خفه میشدم و خلاصه اینکه کاسه داغ تر از آش شده بودم، یک ساعت تمام توی دفتر مسوولش با اون دختر دعوا کردیم و درنهایت اون درخواستی که داده بود رو پس گرفت و امضا کرد که هیچ شکایتی نداره، حقیقتا دارم از تعجب شاخ در میارم چون ما هیچ فحش رکیکی نداده بودیم، البته یکی از بچه ها بهش گفت« گوه نخور»که در جواب اون دختره نزدیک بود دوستم رو حراستی کنه!
- حراست اینجا بدجور سخت گیر شده، در حدی که بیست متر پایین تر از دانشگاه وایمیسن و دانشجو ها رو نگاه می کنن که هر کدوم با چه ماشینی میاد و اگه هم بگی این اسنپ هست راننده باید مدارکش رو نشون بده و نگهبان داخل ماشین رو چک بکنه بعد اجازه ورود میدن
- بلیط قطار گرفتم، دوم دی حرکت می کنیم سمت تهران و از اونجا با اتوبوس میرم خونه، بلیط برگشت تهران به اینجا رو هم گرفتم سر هم 500 تومن شد که کارتم رو خالی کرد، به تهران که برسم پول بلیط اتوبوس رو ندارم بنابراین برای اولین بار به مادرم گفتم که پول می خوام، حقیقتا فقط 200 تومن ته کارتم مونده که این دو هفته باقی مونده رو باید با اون سپری کنم
- حقیقتا حس می کنم داره ازم سو استفاده میشه؛ چند روز پیش با دوتا از هم اتاقی هام رفتم بازار کرایه رفت 20 تومن و برگشت 30 تومن شد، که هر دوتاش از کارت من کشیده شد، بچهها گفتن تو بکش ما بعدا برات کارت به کارت میکنیم، گفتن که شماره کارتت رو بفرست، ولی خب من بی نهایت موجود خجالتی هستم و روم نمیشه بگم که پول من رو پس بدین، پول رو تقسیم بر سه کردیم و اونها تقریبا باید نفری 17 تومن به من بدن، من فرض رو بر این گذاشتم که یادشون رفته ولی آخه چطوری یادشون میره؟ پس چرا من یادم نمیره ؟ چرا اگه کسی به جای من پول بده تا پولش رو پس ندم خوابم نمیبره؟ یه دفعه دیگه هم این اتفاق افتاد و با اینکه همه رفته بودیم بازار و همه خرید کرده بودیم ولی من کرایه رو حساب کردم و باز هم پولم رو پس ندادن، من که می دونستم اینطوری میشه خیلی گوه خوردم که حساب کردم، اون موقع که حساب کردم پول توی کارتم بود و 30 تومن خیلی به چشم نمی اومد ولی الان که پولی برام نمونده همون 30 تومن هم خیلی به چشم میاد، به هر حال اگه اونا بابا ننه ی پولدار دارن من همونم ندارم، اساسا آدم خسیسی نیستم، اگه کسی نداشته باشه شاید از خودم بزنم بدم به اون ولی خوب می دونم که اینها خیلی هم دارن، از خورد و خوراک و پوشاک شون معلومه که دارن، و اصلا نمی تونم قبول کنم که پولم رو بدم به کسی که هیچ نیاز و مشکلی نداره
- 30 آذر امتحان میان ترم آناتومی داریم و بی نهایت استادش سخت گیر هست و 7 نمره داره و حذفی هست و استادش از اوناست که از کلاس 30 نفره 14 نفر رو انداخته و من مث سگ می ترسم ولی هیچ کاری نمی کنم و الان هم اومدم سالن مطالعه که آناتومی بخونم اما دارم نمی خونم
- به شدت نیاز به تنهایی دارم، من از اون آدم هام که اگه یه نفر رو در حد مرگ دوست داشته باشم اما اون آدم 24 ساعته جلوی چشمم باشه کم کم حالم ازش بهم می خوره، از قیافه اش از صداش از رفتار و حرکاتش از همه چیزش و خلاصه دلم می خواد خفه اش کنم، الان همین حس رو نسبت به یکی از دوست هام که باهاش نزدیکی بیشتری دارم، دارم، من از اون آدم هام که اگه یه مدتی رو در طول روز تنها نباشم عوارض بدی برام داره، در کوتاه مدت مشخص نیست ولی مثل حالا میشم که بعد از چند ماه عصبی و زودرنج و خلاصه نچسب میشم و برای همین واسه خونه رفتن لحظه شماری میکنم، یه دلیل دیگه هم اینه که دلم واسه بارون تنگ شده اینجا اصلا بارون نمیباره و من دارم میمیرم، یه دلیل دیگه آب هست، گفته بودم آب اینجا شوره، می خوام برم خونه مون آب تمیز بخورم، یه دلیل دیگه اش هم اینه که توی خونه راحت تر هستم و می تونم بهتر درس بخونم امتحان هامون از 23 دی شروع میشن
- انتقالی هم نمیدن، مهمانی هم کلی پول می خواد، هر دوتاش کلی پول می خواد بنابراین فکر کنم 4 سال جام همین جاست و بهتره درسم رو بخونم تا زودتر تموم کنم :(
Mary
دوشنبه 20 آذر 1402 ساعت 19:53